ديودور سيسيلى ( مترجم : حميد بيكس واسماعيل سنگارى )
134
كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان رودان " بين النهرين " ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي )
21 . پس از مرگ سميراميس ، پسرش نينياس كه از تخمهى نينوس بود ، پادشاهى را به ميراث برد . وى در صلح و آرامش سلطنت كرد و هرگز سوداى تقليد خوى جسورانه و جنگجويانهى مادر را در سر نمىپروراند . او تمام زندگى را در قصر سپرى مىكرد و تنها در برابر زنان و خواجگانش ظاهر مىشد و فقط به خوشى ، تنآسايى و زندگى بدون رنج و نگرانى مىانديشيد . وى سعادت و خوشبختى پادشاهى را تنها در كامجويى بىپايان از تمامى لذايذ زندگى مىانگاشت . براى حفظ حكومت و براى آنكه رعايايش را در حالت انقياد و سرسپردگى نگاه دارد ، هر سال شمارى سرباز جمعآورى مىكرد و از هر ايالتى شخصى را به فرماندهى آنها مىگمارد ؛ تمامى نيروهايش را خارج از شهر گرد هم مىآورد و براى هر ملتى حاكمى مىگماشت كه به وى بسيار وفادار بودند ؛ در پايان سال ، اين سپاهيان را ترخيص كرده ، همين تعداد سرباز جديد گرد مىآورد . از اين طريق تمام رعايايش را در حالت سرسپردگى نگاه داشته ، به پاس حضور سربازانى كه در اردوگاه مستقر بودند ، به متمردان و شورشيان نشان مىداد كه براى سركوب شورش ، آمادگى كامل دارد . تجديد سالانهى قوا موجب مىگرديد سربازان و سرداران پيش از آنكه با يكديگر آشنا شوند ، مرخص گردند ؛ زيرا اقامت طولانى در اردوگاهها اميد جنگ را در سرداران برمىانگيخت و اغلب آنان را براى شورش و توطئه عليه پادشاه ، مهيا مىساخت . علت اينكه در بين مردم ظاهر نمىشد ، اين بود كه مىخواست فساد خويش را از انظار مخفى دارد و احدى جرأت لعن پادشاه را نداشته باشد ؛ گويى كه وى ايزدى نامريى است . با اين حال ، براى هر ايالتى سرداران سپاه ، حاكمان ، كارپردازان و قضات را منصوب مىكرد و تمامى نيازهاى حكومت را برآورده مىساخت . خود زندگانى را در نينوا سپرى كرد . همهى جانشينان وى ، كه از پدر به پسر ، در طى سى نسل تا سارداناپال « 1 » پادشاهى كردند ، به همين شيوه رفتار مىكردند . در دورهى آخرين پادشاه - سارداناپال - همچنان كه كتزياس كنيدى در كتاب
--> ( 1 ) . Sardanapale